آیهانآیهان، تا این لحظه: 14 سال و 28 روز سن داره

آیهان امپراتور ماه

اولین برف

                           هووررراااا برفم دیدم  هووووورررررااااا        وای مامانی قربونت برم چه با دقتم نگاه میکنی     ...
26 آذر 1391

اولین مو کوتاه کردن

وای خداجونم موهای عسلی به دست آقای پدر زده شد اونم به خاطر       اینکه یه طرف موهاش با اون یکی طرف نمی خوند     ببینید موهای پسرم چقدر بلنده تازه انقدر کوتاه شده ولی بازم بلنده       ...
26 آذر 1391

برای مامانای مهربون

ما تازه یه فیلمی راجع به بچه ها دیدم که نشون میده وقتی فرشته های ما گریه میکنن  چی میخوان  اگه خواستین می تونین از اینترنت کلمه زبان دانستن   رو جستجو کنید یه مجموعه ی فیلمه که به ما خیلی کمک کرد امیدوارم به مامانای خوبمم کمک کنه    ...
25 آذر 1391

شیطنت ها شروع میشود

وای خداجون قربونت برم آیهان این روزها صداش خیلی بیشتر شده خصوصا این دو سه روزه فدات بشم مامانی خیلی دووووووووست داااااااارم از این ماه من وبابایی رو میشناسی تلوزیون نگاه میکنی صداهای خوشگلی در میاری هر طرف میریم با چشمات مارو نگاه میکنی اینجا داشتی میخندیدی  زودی ازت عکس گرفتیم شماهم که فهمیدی  ازت عکس میگیرم  به دوربین نگاه کردی گل پسر در بغل آقای پدر مشغول نگاه کردن تلوزیون میباشد     خیییییییییییللللیییییی ددددددوووووسسسستتتتووونننن داااااررررمممم یه عالمه گل برای بهترین گلای دنیا ...
25 آذر 1391

درست کردن وبلاگ

سلام مامانی میبخشی که یه کم وبلاگتو دیر درست کردم آخه راستش همیشه تنبلی میکردم ولی قول میدم از این به بعد سر موقع همه چیز واست بذارم            راستی میدونی چطوری به فکرم رسید آخه من اصلا نمیدونستم همچین سایتی هم هست یه بار که رفته بودم خونه خاله فرزانه اون واسم نشون داد آخه            اون واسه دخترش ف رگل خانمی درست کرده بود اونم از خاله سپیده شنیده بود که اونم از خواهرش که واسه عسل خانمی درست کرده بود فهمیده بودو بهش گفته بود ممنونیم خاله ها               ...
25 آذر 1391

یک تا دو ماهگی

    اولین باری که پستونک خوردی فرشتمون چقدر نازنازی خوابیده فدای اون موهای فشنت بشم جیگرم ( راستی عسل ما اینجا 8روزشه که موقع به دنیا اومدن موهای سرش انقده زیاد و مدل فشن بود )     از اولین روز به دنیااومدنت چشماتو خوب باز میکردی عسلکم (اینجا 3روزته)    یه مدل خواب فرشته ما     قربون اون دستای فسقلیت بشم که انقده کوچولو نازن  عزیزم   قربون اون پاهای خوشگلتم بشم عزیزم       انگار می دونستی دارم عکس میگیرم  یه مدل خوبم نگاه میکردی (اینجا 9 روزته)     اولین عید قربان شیرین عسل مامان و بابا&nb...
21 آذر 1391

واکسن 2ماهگی

91/8/29صبح ساعت 7بیدار شدیم من وبابایی حاضر شدیم گل پسرم حاضر کردیم تاراه بی افتیم فقط قبل رفتن بهت قطره استامینوفن دادم بعد رفتیم الهی فدات شم مامانی  موقع واکسن زدن بابایی گرفتت من اصلا نمیتونستم نگهت دارم  خیلی  گریه کردی قبل رفتن اصلا از خواب بیدار نمیشدی ولی بعدشم نخوابیدی تا میخواستی بخوابی پاهاتو تکون میدادی وچون پاهاتم درد میکردن زودی از خواب بیدار میشدی وجیغ میکشیدی تا شب نخوابیدی شب به زور با بابایی خوابوندیمت خیلی استرس داشتم  که خدایی نکرده تب بکنی قربونت بشم مامانی البته یه بارم تب کردی که اونم  زودی با بابایی پایینش آوردیم  خداروشکر صد هزار مرتبه شکر که اتفاقی نیفتاد. قبل از واکسن: بعد ...
16 آذر 1391

بدنیا اومدن گل پسر مامان و بابا

آیهان خوشگل مامان و بابا بعد از ظهر چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 15:57 توی بیمارستان آذربایجان ارومیه به دنیا اومد  که اسم دکتر هم خانم دکتر شیوا احمدی بود راستی پسر مااولین روز به دنیااومدنش توی بیمارستان ختنه شد ...
10 آذر 1391